خرگوش مصمم

امروز توی یه باشگاه ثبت نام کردم و قراره سه روز در هفته ایروبیک کار کنم چون که ورزش برای سلامتی مفیده و من هم به سلامتیم خیلی اهمیت میدمچشمک

یه وقت خدایی نکرده فکر نکنین که به خاطر اضافه وزنه یا چون همه لباسای قشنگ بازار مانکنی هستند نه اصلا به این خاطر نیست فقط به خاطر افزایش میانگین ورزش در کشور این فداکاری و رشادت را انجام میدهیمخنده

نوشته شده در سه‌شنبه ٢ اسفند ۱۳٩٠ساعت ٧:٤٧ ‎ق.ظ توسط هلیا نظرات () |

که یه وقتهایی سرعت اینترنت به صفر میل کند وهمزمان ایمیلها باز نشود و sms ها به مقصد خارج از کشور نرسد وارتباط تلفنی با عزیزانتان در خارج از میهن گرامی میسر نشود؟

آیا این امکانات فقط در مواقعی باید در دسترس باشد که دیگران صلاح بدانند آیا این کنترل تاثیر مثبتی دارد یا خیر؟

بعد نوشت: از همه دوستانی که در این مدت به وبلاگ سر زدند مخصوصا زیتون و مرد سالار تشکر میکنم

نوشته شده در سه‌شنبه ٢ اسفند ۱۳٩٠ساعت ٧:۳٤ ‎ق.ظ توسط هلیا نظرات () |

بهانه های دنیا تو را از یادم نخواهد برد

من تو را در قلبم دارم

نه در دنیا...

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳ بهمن ۱۳٩٠ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ توسط هلیا نظرات () |

سلام به دوستان جان

در راستای برداشتن قدم های مثبت در زندگی (برای خودمان) از دیروز طی یک عملیات کاملا انتحاری و شهادت طلبانه و صد البته خودجوش شروع به یادگیری فنون فتوشاپ نموده ایم باشد که رستگار شویم

آمیییییییییییییییین فرشته

دوستان اگر پیشنهاداتی برای برداشتن قدمهای مثبت دیگر دارند ارسال نموده و ما را در راه خطیر زندگی موفق یاری رسانند پیشاپیش مراتب تشکر خود را به اطلاع میرسانیم

ارادتمند شما خرگوش مصمم

نوشته شده در دوشنبه ۱٠ بهمن ۱۳٩٠ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ توسط هلیا نظرات () |

عادت کرده ایم به قضاوت درباره دیگران چون میخواهیم بگوییم ما از همه برتریم ما بهتریم عیبهای خود را میپوشانیم یا ماست مالی میکنیم اما کوچکترین مورد در دیگران که به نظر ما عیب باشد(حتی اگر در واقع عیب و نقص و کاستی نباشد) در شیپور میکنیم و جار میزنیم . سعی میکنیم با بزرگ جلوه دادن اشتباه دیگران ,اشتباه بزرگتر خود را بپوشانیم اما فراموش نکنیم که:

حتی خداوند به داوری نمی پردازد مگر پس از آنکه انسان عمر خود را به پایان می رساند پس چرا ما دست به چنین کاری بزنیم؟ (دکتر جانسن)

نوشته شده در شنبه ۱ بهمن ۱۳٩٠ساعت ٦:٠٤ ‎ب.ظ توسط هلیا نظرات () |

من عاشق برفم شاید چون تو یه روز برفی به دنیا اومدم

امروزم که بیدار شدم دیدم برف اومده کلی ذوق زده شدم یه پارک نزدیک خونه ما هست بعد از ناهار با داداشم رفتیم برف بازی به یاد دوران کودکی جاتون خالی خیلی خوش گذشت وقتی بچه بودیم همیشه با داداشام آدم برفی میساختیم من و 2 تا داداشم یه گروه میشدیم مامان و بابا یه گروه برای هم گوله برفی پرت میکردیم و آخر خوشبختی بودیم برف منو یاد خاطرات خوب کودکی میندازه یاد بی ریا بودن هرچقدر که هوا سرد بود باز ما دلامون گرم بود و سرمست بودیم شاد

وقتی یه روز بیدار میشدیم و میدیدیم که آدم برفی آب شده ناراحت میشدیم که آدم برفیمون رفته خبر نداشتیم که یه روز خودمون هم میریم مثل آدم برفی و خاطره ما به جا میمونه برای کسایی که ما رو دوست داشتند 

نوشته شده در شنبه ۱ بهمن ۱۳٩٠ساعت ٥:۱٧ ‎ب.ظ توسط هلیا نظرات () |

روزی فکر میکردم پدرم داناترین فرد جهان است فکر میکردم دنیای من تا ابد بدون هیچ تغییری میماند راهی را باید برم که پدرم دوست داشت و خود این راه را نرفته بود. هیچ وقت فکر نکردم غیر از این هم میتوانم باشم یاد نگرفته بودم که زندگیم را باید خودم بسازم نه دیگران . الان پدرم باز میخواهد برنامه زندگی به من بدهد حالا پدر شوهرم هم اضافه شده انتظار دارد آرزوهایی که برای دخترانش داشت و به آنها نرسیدن من انجام بدم شاید علتش اینه که منو دوست دارن اما من این مدل دوست داشتن رو دوست ندارم حس اسارت میده حس درقفس بودن دوست دارم آزاد باشم و برای آرزوی خودم تلاش کنم نه برای آرزوی دیگران دوست دارم رویای خودم رو حقیقت بدم نه اینکه منتظر بمانم تا بچه ی من به آرزوهای من برسه

منتظر نباش تا پرنده ای بیاید و پروازت دهد در پرنده شدن خویش بکوش

نوشته شده در پنجشنبه ٢٩ دی ۱۳٩٠ساعت ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ توسط هلیا نظرات () |

اگه ما برای امتحانهای زندگی از قبل آماده باشیم و در طول زندگی به درسهای زندگی توجه کنیم امتحان سخت نیست بلکه لذت بخشه حتی باعث اعتماد به نفس میشه

امروز امتحان زبان داشتم چون خوب خونده بودم سوالا به نظرم آسون میومدنیشخند

نوشته شده در چهارشنبه ٢۸ دی ۱۳٩٠ساعت ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ توسط هلیا نظرات () |